همان طور که در نقد شعر قبلی این شاعر به آن اشاره شد، هر کس که آشنائی کافی با شعر ایشان داشته باشد می تواند با خواندن یکی دو بیت از این شعر آن را از وی بداند. رویای رسیدن به دریا، به فردا، به آستان تماشا و به اوج عالم بالا دغدغه ای است که بوضوح دراین شعر و اکثر شعر های وی می توان یافت، دغدغه ای که در شعر های دیگر ایشان در قالب واژه ها و عبارات متفاوتی خود را نشان می دهد. اگر در نقد این شعر علاوه بر نام شاعر، تنها ردیف و قافیه را به ما بدهند، با توجه به شناختی که از زبان و اندیشه شاعر داریم، میتوان تقریبا پیش بینی کرد که با این ردیف و قافیه ها شاعر به چه مضامینی می پردازد. به نظر می رسد که یکی از دوسه قافیه مناسبی که می تواند در کنار ردیفِ نمی رسیم با این وزن قرار بگیرد، قافیه این غزل است. در بیت اول: باید قبول کرد به دریا نمی رسیم دیگر به آن تجلی رویا نمی رسیم ادامه همان ناامیدی و حسرت را که با جمله" باید قبول کرد" در مصرع اول شروع می شود، در مصرع بعد نیز می بینیم که این نشانه یگانگی و ارتباط نزدیک این دو مصرع است. گاهی در برخی از غزلها می بینیم که دو مصرع اول صرفا جهت شروع غزل کنار هم آمده است و ارتباط چندان مناسبی بین آنها نیست.در بیت چهارم: "باید صبور بود" چه تکراری است این این جمله ای که خورده گره با "نمی رسیم" نکته قابل توجه، شاعر دلزدگی خود از تکرارِ نسخه آرامبخشِ " باید صبور بود" و گره خوردن آن، همراه با نا امیدی را به واژه نمی رسیم برای مخاطب بخوبی قابل درک ترسیم کرده است. در بیتِ: وقتی دوباره همت و جرات شهید شد حتی به ابتدای تمنا نمی رسیم دو واژه "وقتی دوباره" ذهن مخاطب را برای یافتن زمان در کلمه "وقتی" و سابقه شهادتِ همت و جرات در کلمه "دوباره" به خود مشغول می کند. در مصرع دوم این بیت نیز " ابتدای تمنا" چندان برای نگارنده و البته مخاطب قابل فهم نیست. در بیتِ: امروز ناامیدی و دیروز حسرتش مانده برایمان که به فردا نمی رسیم قرار گرفتن فعل مانده در مصرع دوم که مکمل مصرع اول است، رساندن مفهوم را به ذهن مخاطب، کِشدار کرده است و نکته دوم در این بیت این است که یکی از قافیه های خوب و کارآمد این غزل واژه " فردا"ست که می شد از آن بهره بیشتری برد. کنار هم قرار گرفتن دو واژه" پُست" و پَستی" که درجوامع رو به پیشرفت بسیار نمود دارد، در بیتِ: وقتی برای پُست به پَستی رضا دهیم دیگر به اوج عالم بالا نمی رسیم بسیار جالب و بدیع است. ولی بهتر بود که شاعر مصرع دوم را بهتر از این کار می کرد، بدین منظور که آن فضای امروزی که در مصرع نخست می بینیم در مصرع بعد یافت نمی شود و شاعر می توانست حتی از قافیه ای جالب تر (امروزی تر) استفاده کند. بیت آخر از لحاظ مضمون و ارتباط عمودی ابیات در جای خود قرار گرفته است و استفاده خوب از قافیه ای غیر متعارف و تلفیق قافیه و ردیف در این بیت به زیبائی آن افزوده است. یکی دیگر از مواردی که در این غزل به وفور به چشم می خورد، استفاده شاعر از ترکیبهای تازه است که برخی به زیبائی و کارآمدی آمده است و برخی خیر، مانند: تجلی رویا، کورهای شب زده، مرده های خواب، آستان تماشا، ابتدای تمنا، اوج عالم بالا و... نکته دیگر که به آن اشاره می کنیم ارتباط عمودی ابیات است که باید گفت در این شعر تنها قرار گرفتن بیت سوم بعد از بیت اول که مفهوم و تصویر دریا را در بیت اول به مفهوم تشنگی در بیت سوم نزدیک تر و این ارتباط را قوی تر می کند، بقیه ابیات در جای خود قرار دارند: 1. باید قبول کرد به دریا نمی رسیم دیگر به آن تجلی رویا نمی رسیم 2. ما کورهای شب زده، ما مرده های خواب هرگز به آستان تماشا نمی رسیم 3. هی می رویم خسته تر از روزهای پیش هی می رویم تشنه تر اما نمی رسیم 4. "باید صبور بود" چه تکراری است این این جمله ای که خورده گره با "نمی رسیم" 5. وقتی دوباره همت و جرات شهید شد حتی به ابتدای تمنا نمی رسیم 6. امروز نا امیدی و دیروز حسرتش مانده برایمان که به فردا نمی رسیم 7. وقتی برای پُست به پَستی رضا دهیم دیگر به اوج عالم بالا نمی رسیم 8. هدهد کجاست تا که بگوید برایمان کی آخرش به خانه و کاشانه می رسیم با آرزوی تندرستی برای این شاعر موفق شهرمان محمد حسن کریمیان
آیا میدانید که ساختن بند تاريخي بندامير توسط عضدالدوله ديلمي صورت گرفت .
تبلیغ در سایت
تمامی مطالب سایت مطعلق به پایگاه اینترنتی زرقون بوده , و کپی از آن بدون ذکر لینک سایت ممنوع میباشد. فعاليت اين سايت بر طبق قوانين جمهورياسلاميايرانمي باشد