در گویش زرقانی لغات و اصطلاحاتی وجود دارد که به طرز ادبیانهای برای بیان حالات مختلف فصل سرد بکار برده میشود و بعضی از این اصطلاحات هنوز رایجند، البته برخی هم دیگر کاربردی ندارند. سرما سوزک سُوم تِغِرگ اُوگیشنیزک او تیلیتک سگ اَچالش، در نمیره چاه برفی اوسیل طیفون سنگ اَسرما میترکه َای سُومت بزنه = بیان طعنهآمیز و سرزنش گونهای است که به افراد دست و پا چُلفتی گفته میشود. بیضاش تاریکن = وقتی که ابرها در مغرب محکم و سیاه باشند، این اصطلاح به کار میرود، چون همه ابرها معمولاً از طرف بیضا به زرقان میآیند. این اصطلاح برای که که «بُق» کرده و ممکن است به زودی گریه کند نیز به کار برده میشود.میگویند یک روز یک حاجی زرقانی در مکه از یک حاجی دیگر زرقانی وضعیت هوا را پرسیده بود و جواب شنیده بود که «مکه، بیضاش تاریکن!». سینه پهلی =(در کلمه پهلی، حرف «هـ» تلفظ نمیشود ولی بصورت «اَ» کشیده بیان میگردد) کلمه «سینه پهلو» نیز بجای آن بکار میشود. ریشهیابی این ترکیب نیز جای تأمل است. سالِ آغی صدری = سالی که مرحوم صدر متکلم به رحمت ایزدی پیوسته چنان سرد بوده که سرمای آن سال به نام آن بزرگوار مشهور شده است و هنوز کهنسالان از آن سال یاد میکنند. سینه آسمون صافن = ابری در آسمان نیست . داره نو و کُهنه میکنه = یعنی آسمان در حال تعویض ابرهاست و به قول امروزی یک جبهه هوای سرد به «آبادی» نزدیک میشود. پُشبَندِش مُحکَمَن = ابرهای سیاه متراکمی در حال نزدیک شدن هستند. برف اول مال کلاغن، برف دوم مال سال سگن، برف سوم ... برف هفتم مال آدمن . میخ طیله = قندیل وقتی که باران و آفتاب با هم باشند، گرگ میزاید. زِمِسُون شُووی؛ پیرون تُووی (زمستان شبی؛ پیران، تبی)= یعنی در زمستان ممکن است یک شب باران کار خودش را بکند وافراد پیر هم ممکن است با تَبی به دیار باقی بشتابند. نودون رحمت – به نوزاد دختر میگویند. پِی نمیده = یعنی آب زیاد است و عبور از آن ممکن نیست. پشنه = عطسه کُکِه = سرفه یهتی بیلی خُسُندَه = یعنی باران به اندازه یک نوک بیل زمین را خیس کرده است. بون اندی = اندود کردن پشت بام َو اَکُ اُوُردن = قبلاً برای مداوای بعضی از بیماریها، به هنگام بارندگی آب از کوه میآورند و مینوشیدند. سرما تا اُسغُون میشینه = سرما تا استخوان نفوذ میکند . از سرما می دِرُوشه یا می کُوزونه = میلرزد غرتراق = رعد تش برق = برق آد میاَشَه شُل = بخاطر زیاد بودن گل و لای هر عابری زمینگیر میشود هوا ابرن = یعنی زمینه صحبت مناسب نیست هوا پَسَن = یعنی علاوه بر این که زمینه صحبت مناسب نیست کار هم خراب شده است . یَخِش وا تُووید = یخ جسم مورد نظر آب شد. زمین نفس آشکار کشید = زمستان رو به اتمام است و جوانهها در حال نمو هستند. انگا آسمون غُرَمبه = به کسی که بطور ناگهانی داد و فریاد میکند گفته می شود. آسمون غُرَمبه = رعد و برق غبار = مِه تیسک = گنجشک برفی گُونیسک = سار، پرندهای بزرگتر از گنجشک، تقریباً سیاه رنگ که در زمستانها دیده میشود. بارانی و برفی = قبلاً اسم نوزادانی که در روزهای بارانی یا برفی تولد میشدند، بارونی یا برفی میگذاشتند. ابرن یا آسمونن = در رابطه با وضعیت هوا سؤال میشود. میگویند یک روز از آدم سادهای پرسیدند: اَبرَن یا آسمونن؟ - گفت: بارون نمیذاره بینم اَبرَن یا آسمونن! میزون بکار، عقرب بدار، باقیش بذار با پروردگار = کشاورزان در رابطه با محصول دیم (بَش) میگفتند در ماه میزان (مهر) زمین را بکار، در ماه عقرب (آبان) از آن مواظبت کن و احتمالاً آبش بده، بقیهاش را بگذار به عهده خداوند بزن رو هشت هکتارو = وقتی که باران میبارد، کشاورزانِ بَشکار با خوشحالی به ابر میگویند: روی فلان زمین ببار، مثلاً روی زمین هشت هکتاریو. جِلجِل = بیانِ حالتِ باران تند و درشت.
آیا میدانید که اولین بودجه زرقان در سال 1320 سی و پنج هزار ریال بوده است .
تبلیغ در سایت
تمامی مطالب سایت مطعلق به پایگاه اینترنتی زرقون بوده , و کپی از آن بدون ذکر لینک سایت ممنوع میباشد. فعاليت اين سايت بر طبق قوانين جمهورياسلاميايرانمي باشد